فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
283
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
اين مسير واقعاند در همين دره دههائى بين باغها مشاهده مىشود كه چنان به يكديگر نزديكند كه به نظر پيوسته و يكپارچه مىآيند ، بخصوص كه نامهاى جداگانه هم ندارند كه مميز آنها از يكديگر باشد . نطنز تقريبا به بزرگى شهر بورگس « 193 » و حومهء آنست . سفير شب ورودش بدين شهر در دويست پائى مسجد توقف كرد . زيرا اين مكان بسبب وجود چنارى بسيار بزرگ و جالب نظر ، پناهگاه همهء كاروانهاست . اين چنار چنان غولآسا و ستبر است كه كثيرى از مردم و اسبها و شتران مىتوانند بدون آنكه گروهى از ديگر گروه در زحمت باشد ، در سايهء آن بياسايند . در اطراف تنهء آنكه بيش از هفت تواز « 194 » كلفتى آنست فضائى ديوار كشيده هست كه سطح آن به خوبى آجرفرش شده است . فاصلهء درخت تا ديوار كه به شكل نيم - دايره ساخته شده است دوازده پا است بطوريكه گروهى بار و بنهء خود را در آن نهاده و رختخوابها را گسترده بودند . چون مساحت اين دايرهء آجرفرش زياد است مسافران مىتوانند در آن بياسايند و از خنكاى بادى كه در سراسر تابستان در آن مىوزد لذت ببرند . شاخه - هاى بزرگ و كلفت چنار فضائى بزرگ را مىپوشانند چنان كه هنگام ظهر اطراف چهارديوارى به قدر سى پا سايه است و همهء قاطرچيها و اسبها و شتران يك كاروان مىتوانند مصون از نور آفتاب در سايهء درخت بخورند و بخوابند . در ديوار آخورهائى ساختهاند كه حيوانات بسيارى از آن استفاده مىكنند چنان كه هنگامى كه سفير بعد كاروان بدينجا رسيد ، همهء چارپايان اعم از شتر و اسب و ديگر حيوانات باركش كه تعداد آنها از دويست متجاوز بود در اطراف ديوار جاى گرفته بودند . نكتهء قابل ذكر آنكه به نظر قابل قبول نمىآمد كه تنهء درخت كه چنان كه گفتهايم بيش از هفت تواز كلفتى آن نبود شاخههائى چنان بلند و قطور را كه هريك به تنهائى به كلفتى تنهء يكى از قطورترين درختهاى اروپا بود تحمل كند . اين درخت
--> ( 193 ) Burgos ( 194 ) toise